
در ژانویه ۲۰۱۹، خوان گوایدو به عنوان رییس مجلس ملی ونزوئلا منصوب شد و قانوناً به عنوان رئیس جمهور تأیید شد. با وجود تلاش نیکلاس مادورو برای حفظ قدرت و اصرار بر ادامه حکومت، گوایدو لئوپولدو لوپز، سیاستمدار ونزوئلا، را به عنوان وزیران خارجه، دفاع و دارایی منصوب کرد. این اقدام برای آنها فرصتی را فراهم کرد تا در صورت سقوط دولت مادورو، به راحتی دولت جدیدی را تشکیل دهند.
در برخی موارد، گروهها و جنبشها به طور کامل از سیستمهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک کشور دست برداشته و تلاش میکنند تا آنها را از نو بازسازی کنند. به عنوان مثال، در سال ۱۹۹۴ در چیاپاس، مکزیک، جنبش زاپاتیستا علیه دولت مکزیک برای ایجاد جوامع مستقل و خودمختار برخاست و نهادهای جدید اقتصادی، دولتی، اجتماعی و نظامی را بوجود آورد تا به تحقق عدالت و انصاف برای گروههای به حاشیه رانده شده بپردازد. با برخورداری از اعتصابها و حملات به پلیس و نیروهای فدرال، جنبش زاپاتیستا استقلال خود را اعلام کرد و همچنان تاکنون ادامه دارد.
همچنین، در مصر نیز در سال ۲۰۱۱، شرکت کنندگان در جنبش اشغال وال استریت در میدان تحریر به هم ملحق شده و مجامعی برگزار کردند تا دربارهٔ اصلاح قانون اساسی و قوانین کشورشان بحث و گفتگو کنند. علاوه بر این، از چادرهای رسانهها برای بارگذاری تصاویر در اینترنت و انتشار روایتهای جدید دربارهٔ انقلاب و واکنشهای دولت استفاده میشد.
نظمدهندگان و استراتژیستهای جنبشهای مقاومت مدنی درباره زمان مناسب برای ایجاد نهادهای جایگزین، دیدگاههای متفاوتی دارند. ماهاتما گاندی معتقد بود که ایجاد برنامه و نهادهای سازنده و راهگشا، قدم اساسی نخستین در یک کارزار بدون خشونت است. او معتقد بود که از طریق این نهادها، هندیها میتوانند ادعای واقعی استقلال از حاکمیت استعماری بریتانیا را مطرح کنند، بدون اینکه وابسته به رضایت بریتانیا باشد. اما جین شارپ باور داشت که در پایان مبارزات، رهبران جنبشها باید نهادهای موازی را ایجاد کنند. زمانی که ائتلاف انقلابی به اندازه کافی قدرت عمل و حمایت را کسب کند، تضمین میشود که نهادهای جدید شامل همه افرادی که در جنبش سهم داشتهاند، خواهد بود.
در عمل، جنبشها اغلب قبل از اینکه استراتژیستها بتوانند این مسائل را به بحث بگذارند و جزئیات را مشخص کنند، ظاهر و متفاوت میشوند و به شکل خاص خود تکامل مییابند. به همین دلیل، بسیاری از جنبشها سعی میکنند تصور خود از جامعه مطلوب را به طور پیشاپیشی و در مقیاس کوچک درون خود بوجود آورند. در سال 2011، در جنبش اشغال وال استریت، شرکتکنندگان در پارک زاکوتی 1 به هم آمدند و جلسات عمومی و مناظرات آزاد را برگزار کردند تا در تلاشهای جنبش برای برقراری یک دموکراسی مشورتی و بدون رهبری، تقویت شوند. اردوگاههای چادری شامل جلسات آموزشی، گروههای مناظره و گروههای مطالعاتی مختلف بودند که افراد در آنها برای بحث و گفتگو و طراحی سیستمهای عادلانهتر در دموکراسی و اقتصاد، گرد هم میآمدند. هر چند که این فعالیتها به صورت کاملاً پیشبینی نشده بود، اما سازماندهندگان و فعالان جنبش تلاش میکردند تا نوعی از جامعه را در اردوگاهها بوجود آورند که آرزو دارند در سراسر جهان انتشار پیدا کند.
با اینکه زمانی که یک جنبش نهادهای موازی خود را ایجاد میکند، مشاور مقاومت بدون خشونت، مایکل ناگلر، استدلال میکند که این نهادها میتوانند به کارزار بدون خشونت کمک کنند و به تحقق اهداف مشترک متمرکز شوند. همچنین، نهادهای جایگزین میتوانند در مواقعی که سرکوبها به شدت افزایش یافته و لازم است که مخالفان به فعالیتهای زیرزمینی روی بیاورند، برای حفظ بقای خود کمک کنند. ناگلر بر این باور است که نهادهای موازی میتوانند به جنبشها گزینههای کمخطرتری را در اختیار بگذارند تا به جای اعمال مستقیم و آشکار مقاومت که ممکن است موجب دستگیری، حمله یا کشته شدن مخالفان شود، فعالیت کنند.