
دیدگاهها متفاوت است. اکثر پژوهشگران کنش بدون خشونت را اقدامی میدانند که از سوی افراد غیرمسلح انجام میشود و به شخصی آسیب جسمی نمیرساند یا تهدید به آسیبرسانی نمیکند. اگر تخریب اموال به صورت منظم و با هدفمند و پیامی روشن به دولت یا مقامات ارسال شود، میتوان آن را به عنوان یک روش خرابکاری غیرخشونتآمیز تلقی کرد. اما اگر بیانضباط و بیربط باشد یا پیامی مبهم و ناروشن درباره اینکه آیا عاملان آن قصد آسیبرساندن به مردم را دارند یا خیر ارسال کند، تخریب اموال میتواند به مسئلههای تاریک و نامشخص برای بسیاری تبدیل شود، حتی اگر از نظر فنی هم خشونتآمیز نباشد.
در یک نمونه معروف در دسامبر ۱۷۷۳، حدود شصت تن از معترضان استقلالطلب آمریکایی با لباس سرخپوستان موهاوک سوار سه کشتی در بندر بوستون شدند و ۳۴۲ صندوق چای را به دریا ریختند. آنها با نهایت دقت مراقب بودند که اموال را بهجهت تخریب نکنند و حتی یک قفل آهنی را که هنگام باز کردن جعبههای چای شکسته بودند، تعویض کردند. این عمل مشخصاً به هیچکس آسیب جسمی وارد نکرد. با این حال، این اقدام حامل پیام روشنی برای مقامات امپراتوری بریتانیا بود مبنی بر اینکه مستعمرهنشینان توانایی تحمیل خسارت اقتصادی به قدرت استعمارگر را دارند. در این مورد، ده هزار پوند خسارت در یک شب (که امروزه بیش از ۱.۵ میلیون پوند میشود) به وجود آمد. سایر انقلابیون و عاملان این خرابکاری را به عنوان افرادی میهنپرست تحسین میکردند و رهبران استقلالطلبی که طرفدار خروج گام به گام از سلطه استعماری بریتانیای کبیر و مذاکره با این کشور بودند، نیز از محکوم کردن آنها اجتناب کردند. دو قرن بعد نیز در دهه ۱۹۶۰ در ایالات متحده، برخی از فعالان ضدجنگ در اعتراض به جنگ ویتنام، برگههای اعزام به خدمت (داراییهای دولت فدرال) را سوزاندند و تخریب کردند. و در جریان سایر فعالیتهای ضدجنگ خود، در تلاش برای جلوگیری از خشونت یا پایان دادن به آن، سلاحها یا مهمات جنگی را از بین بردند. در تمامی این موارد، تخریب اموال از آسیب فیزیکی به دیگران پرهیز میکرد، اهدافی گزینشی داشت و پیامی واضح از نیّت و روش بدون خشونت مبارزان را به دیگران مخابره میکرد.
با این وجود، تخریب اموال اگر به صورت بیانضباط و بیربط انجام شود، پیامهای پیچیده و مبهمتری را ارسال میکند. به عنوان مثال، آتشزدن ساختمانها یا شکستن شیشههای خودروهای سواری، به ویژه زمانی که به طور ناخواسته به مردم از جمله رهگذران آسیب وارد شود. شکستن شیشهها، سوزاندن اتومبیلها و تخریب خانهها اغلب انتقادات گستردهای را به دنبال دارد که برای بسیاری بیش از اینکه تمایل یک جنبش به ایجاد نظامی عادلانهتر را نشان دهد، نمایانگر بیقانونی و هرج و مرج است. زمینه تاریخی و فرهنگی هر جامعه نیز میتواند در تفسیر این اقدامات توسط اعضای آن جامعه نقش داشته باشد.
به عنوان مثال، در کشورهایی که اخیراً از جنگها یا قتلعامهایی که داراییهای افراد را نیز هدف قرار میدهند، خلاصی یافتهاند، تخریب اموال میتواند به جای ایجاد حس کنجکاوی یا همدردی، منجر به شکلگیری آسیبهای جمعی طولانیمدت و ماندگار در افراد شود. بسیاری از ناظران در مورد پیام این اقدامات سردرگم میشوند؛ آیا نمایندگان تنها خودشان را تخلیه میکنند؟ آیا دارند از اقتدار سرپیچی میکنند؟ آیا با بیاحتیاطی کسبوکارهای محلی را نابود میکنند؟ آیا صاحبان مشاغل خاص را به منظور تلافی هدف قرار میدهند؟ آیا پیامی گستردهتر درباره نیاز به نابودی سرمایهداری و نابرابریهای اقتصادی آن را دارند؟ اگر میخواهند سرمایهداری را نابود کنند، چه چیزی را میخواهند جای آن بگذارند؟ آیا در دنیایی که میخواهند بسازند، شکستن شیشهها یا آتشزدن ماشینهای پلیس نیز خواهد بود؟ آنها ما را به چه دنیایی دعوت میکنند؟ چه کسانی در آن پذیرفته خواهند شد و چه کسانی از آن جامعه جدید حذف خواهند شد؟ این سؤالات آگاهانه یا ناخودآگاه ذهن بسیاری از افراد را که شاهد تخریب گستردهی اموال در جریان اعتراضات هستند، مشغول میکند - حتی اگر این اقدامات از نظر فنی خشونتآمیز نباشند. این موضوع یادآوری میکند که صرف اینکه اقدامی به عنوان کنشی بدون خشونت طبقهبندی شود، لزوماً به معنای آن نیست که از نظر تاکتیکی یا استراتژیکی، اقدامی عاقلانه باشد. این حقیقت در مورد هر روش بدون خشونت دیگری نیز صدق میکند.