
اعتصاب غذا، خودسوزی و اقدامات مشابه، تکنیکهایی غیرخشونتآمیز هستند، زیرا شخص در این فرایندها به دیگران آسیب فیزیکی و یا تهدید فیزیکی وارد نمیکند. افرادی که در این اقدامات شرکت میکنند، هدفشان ارسال پیامی واضح است: خواهان رفع آزار و رنج خود هستند و اگر این اتفاق بیفتد، آنها آماده شروع به حل اختلافات خود میشوند.
بسیاری از فعالان و رهبران جنبشها در زندانها اعتصاب غذا را انتخاب کردهاند. به عنوان مثال، هواداران حق رأی در بریتانیا در دوره ۱۹۰۹-۱۹۱۴ برای حق رأی و دستمزد برابر برای زنان در این کشور مبارزه میکردند. حقطلبان آمریکایی مانند آلیس پائولنیز نیز از این روش استفاده میکردند. اعتصاب غذای حقطلبان به آنها امکان میداد تا به صورت غیرخشونتآمیز در مبارزه خود درون زندان ادامه دهند. زمانی که زنان در زندان تغذیه اجباری و شکنجه را تحمل میکردند، یعنی یک روش سرکوب شدیداً مذموم، حقطلبان در خارج از زندان با نگارش خبرنامهها و چاپ پوسترها جزئیات این اتفاقات تلخ را شرح میدادند. مردم عمومی درباره زنانی که به انتخاب خود برای هدفی بزرگتر رنج میبرند، میشنیدند، خواندند و این باعث میشد که اعتصاب کنندگان جایگاه اخلاقی بالاتری در نظر عموم قرار بگیرند. اعتصاب غذا همواره مقامات دولت بریتانیا و آمریکا را در مواجهه با دوراهی تاکتیکی قرار میداد. اگر مقامات زندانیان را با تغذیه اجباری شکنجه میکردند، همدردی و حمایت عمومی از آنها افزایش مییافت. اگر اعتصاب کنندگان را آزاد میکردند، این فرصت را برای آنها فراهم میکردند تا اقدامات بیشتری را در راستای آرمانهای خود سازماندهی کنند.
چند دهه بعد، در سال ۱۹۸۱، مقامات ایرلند شمالی نیز با معضلی مشابه مواجه شدند پس از دستگیری اعضای ارتش جمهوریخواه موقت ایرلند که ارتباطی با بمبگذاریهای متعددی داشتند. بابی ساندز، یکی از اعضای ارتش جمهوریخواه، در مخالفت با شرایط غیرانسانی زندان، اعتصاب غذای گسترده و مشهوری را رهبری کرد. او پس از شصت و هفت روز، همراه با ۹ نفر دیگر از اعتصابکنندگان، از گرسنگی جان باخت. ساندز به عنوان یکی از شهدای جنبش شناخته شد و این امر منجر به جذب نیروهای جدید برای ارتش جمهوریخواه ایرلند شد.
سزار چاوز، مهاتما گاندی و سایران نیز از اعتصاب غذا و روزهگرفتن برای اعتراض به عدم نظم و انضباط مدنی در جنبشهایی که تحت هدایت خود قرار داشتند، استفاده میکردند. چاوز، یکی از سازماندهندگان اصلی اتحادیه کارگران مزارع کالیفرنیا، به منظور شرمسارکردن اعضای اتحادیه که در جریان اعتراضات خود به کشاورزان و حامیان آنها حمله کرده بودند، به اعتصاب غذا میپرداخت. گاندی نیز به صورت مکرر اعتصاب غذا میکرد تا به شورشها و خشونتهای ضداستعماری اعتراض کند و همچنین گروههای مختلف ناسیونالیست هند را تحت فشار قرار دهد تا با یکدیگر علیه حکومت استعماری بریتانیا همکاری کنند.
اعتصاب غذا میتواند به رنج شدید، خطر آسیب جدی، بیماری و حتی مرگ فرد منجر شود. با این حال، خودسوزی تاریخیاً یک تاکتیک مرگبارتر برای آسیب رساندن به خود بوده است. واکنش به نابسامانیها و نارواییهای آشکار و شدید، با خودگرفتن جان و به شیوههای ظاهری و دردناک، اثرات نمادین و قدرتمندی دارد. این عمل میتواند نشاندهنده تعهد فداکارانه به یک هدف، توجه به وجدان اخلاقی حریف و القاء این امر باشد که جنبش هیچ آسیبی به حریف نمیرساند.
در سال ۱۹۶۳، شش راهب بودایی به اعتراض به کشتار بوداییان توسط نیروهای کاتولیک در ویتنام جنوبی، خود را به آتش کشیدند. این اقدام به نماد مهمی از عدالتطلبی در سطح بینالمللی تبدیل شد و ارتباط میان رئیس جمهور آمریکا، جان اف کندی، و رهبر ویتنام شمالی، هو چی منه، را تار کرد و انگیزه بیشتری برای دخالت آمریکا در درگیریهای بین ویتنام جنوبی و شمالی فراهم کرد. در دهههای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۴ نیز، دهها نفر از مردم ویتنام در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه دولت ویتنام جنوبی و جنگ بین شمال، جنوب و آمریکا، خودسوزی کردند