
دولتها برای حفظ قدرت و تثبیت نظام سرکوبگری خود به کارمندان دولتی، مقامات نظامی و اطلاعاتی، مالیاتدهندگان، متحدان یا حامیان خارجی و طرفداران سرسخت خود وابسته هستند. اما آنها تنها سازمانها و تشکیلاتی نیستند که بدون همکاری روزانه حامیان خود قادر به فعالیت نیستند. شرکتها نیز به کارکنان، مدیران، مدیران اجرایی، متولیان، سهامداران و مصرفکنندگان خود وابسته هستند. دانشگاهها نیز به کارکنان بخش نگهبانی، حراست، دانشجویان، مدیران، خیرین، فارغالتحصیلان، اساتید، کارکنان و غالباً مجالس قانونگذاری ایالتی وابسته هستند. عوامل سرکوب و ستمگری گستردهتر از این است، مانند برتریطلبی سفیدپوستان، پدرسالاری، همجنسگراهراسی، بیگانههراسی، ترنسهراسی و شوونیسم قومی، که براساس اعتقادها و توجیهات ایدئولوژیک استوارند. افرادی که این ایدهها را حمایت میکنند، نهادهایی که با این سیستمها همکاری میکنند و افرادی که به طور مداوم با این موسسات همکاری میکنند و از آنها بهره میبرند، وابسته هستند.
بسیاری از فعالان و نظریهپردازان مقاومت میدانند که وقتی مردم به طور گروهی از رضایت یا اطاعت از نظامهای موجود امتناع کنند، توانایی آنها برای تحقق خواستههای رادیکال خود، از جمله تغییر نظام موجود و جایگزینی آن با چیز دیگری، را از صاحبان قدرت نهادی مطالبه میکنند. این امر به ویژه در صورتی که آنها قادر به ایجاد ائتلاف و اتحاد با سایر گروهها باشند و از این طریق بتوانند پایگاه قدرت خود را گسترش دهند، صحت دارد. به عبارت دیگر، تصمیم بر حفظ وضعیت موجود تا حدی به کسانی بستگی دارد که حاکمان برای اجرای خواستههای خود به آنها وابسته هستند و در کنار آنها، جمعیت بسیار بیشتری از مردم که حاکمان را اداره و نمایندگی میکنند، وجود دارد. تودههای مردم میتوانند نظامهای سیاسی را تغییر دهند و این کار را از طریق اعمال جمعی مردمی و دستیابی به حدّ کافی از قدرت از پایین برای جداکردن افراد مسئول یا متصدیان امر از منابع قدرت تحت کنترلشان یا تحول نهادها و ساختارها با چنان شدتی که ساختارهای موجود از کار افتاده و منسوخ شوند، دست یابند. این امر منجر به این خواهد شد که:
- کارگران تا زمانی که استانداردهای ایمن و منصفانه برای مدر محل کارشان تعیین نشده باشد، از ادامه کار منصرف شوند.
- سهامداران رهبری ضعیف شرکت را برکنار کنند.
- قانونگذاران ایالتی از انجام خواستههای یک فرمانده فاسد خودداری کنند.
- نیروهای پلیس یا امنیتی، دیکتاتور یک کشور را رها کنند.
- صاحبان کسبوکارها و بانکداران سیاستمداران را برای اصلاحات تحت فشار قرار دهند.
- جنبشهای قدرت مردم عمدتاً با ایجاد قدرت کافی از پایین به سمت جداکردن افراد مسئول یا متصدیان امر از منابع قدرت تحت کنترلشان یا تحول نهادها و ساختارها با چنین شدتی قابل ملاحظهای، ساختارهای موجود را از کارافتادگی و منسوخی نجات دهند و به پیروزی برسند.
همانطور که فردریک داگلاس در سال 1857 گفت: "قدرت هیچگاه چیزی را بدون مطالبه واگذار نمیکند. پیشتر نکرده است و در آینده نیز نخواهد کرد. اگر دریابید که مردم تسلیم چه چیزی خواهند شد و کی سر تسلیم فرود میآورند، در آنصورت میتوانید میزان دقیق بیعدالتی و بیانصافی که بر آنها تحمیل میشود را بسنجید. و این ادامه خواهد داشت تا زمانی که آنها با کلمات یا ضربات یا هر دو، دست به مقاومت بزنند. حد و حدود ظالمان را استقامت و پایداری کسانی که به آنها ظلم میشود، تعیین میکند."
در این نقل قول بیان شده است که قدرت هرگز بدون مطالبه واگذار نمیشود و مردم تا زمانی که تسلیم شدن خود را اعلام نکنند، میتوانند برای حقوق خود مقاومت کنند. نیروهای ظالمانه در مقابل استقامت و پایداری کسانی که به آنها ظلم میشود، محدودیت دارند و این وابسته به مقاومت مردم است